تبليغاتX
قــا فـــیـــه

 

 

ــ آه...

ای هند جگر خوار

ای مادر توحشهای قریش

کاش می ماندی

آنگاه به جای یک حمزه

جگر خوار ... می شدی!

   

ــ پاشنه پوتینها

عشق اجباریشان

و بوسه های ناگهانیشان

با دیدن تو

 آقای فرمانده!

 

 

ــ سخت است!

هم ادای آدم

همرنگ لجن

همشکل پلنگ

 

 

ــ حسودیم می شود

به گوشه گیری گرد درون یک دیوار!

  

 

ــ خواستم از خیابان بگذرم

سوار پراید بودی

 بازهم برایم چشمک زدی

ای مرگ!

 

 

ـــ و دیگر اینکه این روزها عجیب به شعر" نصرت رحمانی" فکر می کنم.

"انهدام " از آثار معروف اوست:

 

آری...

اينگونه بود آغاز انقراض سلسله ي مردان
اي دوست
اين روزها
با هركه دوست مي شوم احساس مي كنم
آنقدر دوست بوده ايم كه ديگر
 وقت خيانت است
انبوه غم حريم و حرمت خود را
از دست داده است
اين روزها
اينگونه ام :
فرهاد واره اي كه تيشه ي خود را
  گم كرده است
آغاز انهدام چنين است
اينگونه بود آغاز انقراض سلسله ي مردان
ياران
وقتي صداي حادثه خوابيد
برسنگ گور من بنويسيد:
- يك جنگجو كه نجنگيد
                     اما ...، شكست خورد

 

نوشته شده توسط فرشید باغشمال در ساعت 21:21 | |