خرداد هم کم کم دارد تمتم می شود. خرداد ماه همواره یاد آور امتحان بوده است. روز هایی که خوانده یا
نخوانده راهی جلسه امتحان می شدیم . باعجله ای که هیچ وقت علت آن مشخص نشد ، خارج می شدیم و
بعد کتاب و دفتر هایی را که برای خودمان غول کرده بودیم را باگستاخی تمام پاره می کردیم و بعد مثل اینکه
فتح خیلی خیلی بزرگی کرده باشیم ، فاتحانه می خندیدیم و قرار گل کوچک عصر را در ذهنمان می پختیم...
به هر حال خرداد ماه با کلمه " امتحان " عجین شده است و عجیب اینکه این امتحان در حافظه تاریخی
مان ثبت شده است. نگاهی به تقویم بکنید. دو خرداد، سه خرداد، چهارده خرداد، پانزده خرداد، بیست و نه
خرداد، سی خرداد و... واقعا تک تک این اعداد نیازی به توضیح دارند. علاوه بر این هر یک از این اعداد
زاینده اعداد ماههای دیگری نیز هستند ( تازه این ها به غیر از تولد خودمه که بیست و هفت خرداده !) به
هر حال چنین امتحاناتی در هر ماهی می تواند باشد آنچه که مهم است این است که نباید از امتحان دادن
بترسیم. به قیمت تجدید شدن هم که شده باید امتحان بدهیم و البته حواسمان باشد که بعد از امتحان "
کتابهایمان را پاره نکنیم " ...
خفتگان را چه خبر، زمزمه مرغ سحر
حیوان را خبر از عالم انسانی نیست
سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی
به عمل کار برآید به سخندانی نیست

