- سالي ديگر گذشت، با تمام خوبي و بديهايش و موفقيتها و شكستهايي كه آن را براي هميشه در ذهن بسياري از مردم ثبت خواهد كرد. در اين بين، برخي از اين اتفاقات؛ علاوه بر آشنايان و بستگان، جامعهاي را هم در بهت و اندوه فروه برده و يا وجهه ملي به خود گرفته است در سالي كه گذشت، مردم ايران 19 نفر از هنرمندان، 18 نفر از انديشمندان و روحانيون، 14 نفر از شاعران- نويسندگان و مترجمان، چهار نفر از ورزشكاران و چهار نفر هم از دانشمندان خود را از دست دادند. در ذیل به چند تن از این بزرگان اشاره میکنیم:
***محمد خواجويها معروف به "ماني" روز شنبه 28 بهمن ماه درگذشت. مرحوم ماني سال 1307 در لاهيجان متولد شد و از سال 1328 دوبله را به صورت حرفهاي آغاز كرد.
اين هنرمند عرصه صدا و دوبله، سال 1328 فعاليت در تئاتر را آغاز كرد و در سال 1334 فعاليت هنري خود را در راديو ادامه داد و در سال 1360 از راديو بازنشسته شد. وي تا سال گذشته به صورت محدود در واحد دوبلاژ سيما فعاليت ميكرد.
***حسن اسماعيلزاده (چليپا) - قديميترين بازمانده نقاشي قهوهخانهاي ظهر روز 20 بهمن درگذشت. وي در سن 82 سالگي، بهخاطر عوارض ناشي از كهولت سن، دارفاني را وداع گفت. استاد حسن اسماعيلزاده -چليپا- سال 1303 در شهر زنجان متولد شد. در كودكي همراه خانوادهاش به تهران نقل مكان كرد و از هفت سالگي به شاگردي استاد محمد مدبر درآمد.
مرحوم چليپا تابلوهاي بسياري در زمينه حماسههاي مذهبي، ملي و موضوعهاي رزمي و بزمي كشيده است و در آثار وي رنگهاي تلخ و تيره مانند قهوهاي بيش از رنگهاي ديگر بهچشم ميخورند.
***پوپك گلدره بعد از گذشت هشت ماه از سانحه تصادف رانندگي و پس از تحمل دوره طولاني اغما، 27 فروردين ماه به ديار باقي شتافت. پوپك گلدره بازيگر 34 ساله سينما و تلويزيون بود كه در كارهايي چون "موج مرده"، "دنياي شيرين دريا"، "سيندرلا"، "آخر بازي" و "مرواريد سرخ" به ايفاي نقش پرداخته است. وي درجاده نور به نوشهر تصادف كرده بود.
***استاد "علياكبر صنعتي" در آستانه 90 سالگي، صبح روز 13 فروردين در منزلش - تهران - درگذشت. وي بيش از يك سال بود كه به عارضه شديد مغزي دچار شده و توان حركتي و كلامي خود را از دست داده بود و شبانه روز تحت نظر پزشكان قرار داشت.
صنعتي روزهاي آخر اسفند 84 را در بيمارستان گذراند و ايام نوروز را در منزل سپري كرد. آثار وي بخشي از روند تحول مجسمهسازي معاصر ايران بهشمار ميروند.
***حسين كسبيان هنرمند پيشكسوت تئاتر، سينما و تلويزيون به علت بيماري نسبتا طولاني روز پانزدهم ارديبهشت ماه در گذشت.
مرحوم كسبيان، متولد 1312 در تهران بود و فعاليتهاي تئاتري و ادبي خود را از سال 1331 آغاز كرد و يك سال بعد وارد هنرستان هنرپيشگي شد. وي در سال 1337 با عنوان رئيس دبيرخانه موزههاي وزارت فرهنگ و هنر استخدام شد و دو سال بعد كه گروه تئاتر هنر ملي به سرپرستي عباس جوانمرد تاسيس شد، در هيات مديره آن گروه به فعاليت پرداخت.
وي در سال 1344 گروه تئاتر "25 شهريور" را تاسيس كرد كه عباس جوانمرد، عزتالله انتظامي، علي نصيريان و ... نيز عضو اين گروه بودند و به همراه گروه ديگري كه داوود رشيدي، محمدعلي جعفري و ... در آن حضور داشتند هر كدام يك ماه برنامه اجرا ميكردند. كسبيان در بيش از 20 سريال تلويزيوني و 32 فيلم سينمايي بازي كرد و سال گذشته، در بيست و چهارمين جشنواره تئاتر فجر از اين هنرمند پيشكسوت تقدير شد.
***حميد رخشاني - تهيهكننده و كارگردان سينما - 25 مرداد ماه و بهدليل عارضه قلبي در تهران درگذشت. وي متولد سال 1335 تهران و فرزند رضا رخشاني - بازيگر پيشكسوت تئاتر و سينما - بود كه فعاليت سينمايي خود را با فيلمي كوتاه در سال 1354 آغاز كرد. رخشاني ساخت فيلمهاي "راه دوم"، "شب بيستونهم"، "پرواز را بهخاطر بسپار"، "اعاده امنيت" و "مونس" را در كارنامهاش ثبت كرده است. وي همچنين مدير مجله "ديلماج" و موسسه كارگاه آفرينشهاي هنري "رخش" بود.
***ايرج گلافشان تدوينگر برجسته سينماي ايران روز هشتم مرداد ماه و در سن 68 سالگي بر اثر ايست قلبي درگذشت. وي متولد سال 1317 سنندج بود و تدوين نزديك به 100 فيلم سينمايي را در كارنامه كارياش ثبت كرده است كه از آن جمله ميتوان به فيلمهاي "ياران"، "شاهرگ"، "لبه تيغ"، "زخمه"، "سمندر"، "دبيرستان"، "محموله"، "شنگول و منگول"، "جدال بزرگ"، "گلها و گلولهها"، "انفجار در اتاق عمل"، "همسر"، "تاواريش"، "ميخواهم زنده بمانم"، "مرضيه"، "طالع سعد"، "يكيبود يكي نبود" و... اشاره كرد. گلافشان 9جايزه در رشته آنونس و يك جايزه در رشته تدوين براي فيلم "همسر" دريافت كرده است.
***جعفربزرگي بازيگر سينما، تلويزيون و تئاتر در سن نود سالگي دارفاني را وداع گفت.
بزرگي از قديميترين بازيگران تئاتر، سينما و تلويزيون ايران است. اين هنرمند، صداي دلنشيني هم داشت و از سال 1318 تا 1327 روزهاي جمعه، نيم ساعت در راديو خوانندگي ميكرد كه آهنگ معروف و به يادماندني "مرغ سحر" يكي از آنهاست. وي مجري تلويزيون هم بوده است و برنامه موفق و پربيننده "سالمندان"، يكي از كارهاي زيباي او بود.
****پرويز ملكزاده ـ فيلمبردارـ به دليل سرطان روز دوم آبان ماه در تهران درگذشت. ملكزاده متولد 1323 بود و كارش را در سينما با دستياري فيلمبرداري در سال 1348 آغاز كرد. او فيلمبردار فيلمهاي دست شيطان سال 1360، مرگ سفيد 1362، دخترك كنار مرداب 1369، بهترين باباي دنيا 1370 ، راز خنجر و مستاجر 1372 ، من و شعر و فيلم ضربه آخر 1373 ، آرزوي بزرگ و فيلم به خاطر هانيه 1374، قله ي دنيا و سايه به سايه ،بچههاي آسمان ، مردي شبيه باران، بودن يا نبودن، فيلم زن شرقي و تابلويي براي عشق 1377 ، بازيگر 1378، قطار كودكي 1381 و....
***نرسي گرگيا بازيگر سينما و تلويزيون ايران روز سيام مهر ماه و در سن 68 سالگي بر اثر عارضه قلبي به ديار باقي شتافت. اين بازيگر فقيد در سال 1341 و با بازي در فيلم "زمين تلخ" وارد سينما شد و با حضور در فيلمهايي همچون "ببركوهستان"،"عشق هرگز"، "الماس 33 ،" كشتي نوح" و "شب فرشتگان" از بازيگران پركار سينما در قبل انقلاب اسلامي محسوب ميشود. وي در بعد از انقلاب با فيلم "تيغ و ابريشم" فعاليت خود را مجددا آغاز و تا فيلم اخيرش "آتش بس" به طور مستمر در سينما حضور داشت. آخرين حضور زندهياد "گرگيا" بازي در سريال "اگر عشق نبوده" است كه تصويربرداريش چندي قبل به پايان رسيد.
***ناصر عبداللهي خواننده و آهنگساز، ظهر روز 29 آذر ماه و در سن 37 سالگي به ديار باقي شتافت. عبداللهي كه در نخستين روزهاي آذر ماه در كما بسر ميبرد، امروز در بيمارستان شهيد هاشمينژاد درگذشت. اين خواننده و آهنگساز روز دهم دي ماه 1349 در بندرعباس به دنيا آمد و فعاليتهاي هنري خود را از سالهاي نوجواني در صدا و سيما و حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي و امو تربيتي استان هرمزگان آغاز كرد. وي با خواندن ترانهاي به نام " ناصريا " به شهرت دست يافت و از جمله آلبومهاي او ميتوان به "عشق است"، "دوستت دارم"، "غزلك" و "بوي شرجي" اشاره كرد. ناصر عبدالهي به دليل مشكل كليوي بامداد سوم آذر ماه در بيمارستان خليج فارس بندرعباس بستري شد و سپس به كما رفت و بعد از چند روز به بيمارستان شهيد محمدي بندرعباس منتقل و در بخش ICU اين بيمارستان بستري شد. وي در نهايت به بيمارستان شهيد هاشمينژادتهران انتقال داده شد و دراين بيمارستان نداي حق را لبيك گفت.
***بابك بيات، آهنگساز بيش از صد فيلم سينماي ايران كه از يك ماه گذشته در بخش آيسييو بيمارستان ايرانمهر بستري بود، صبح روز يكشنبه پنجم آذر ماه درگذشت.
اين آهنگساز 60 ساله؛ در سالهاي اخير كمتر كار موسيقي انجام داد، اما از كارهاي ماندگار او ميتوان به كشتي آنجليكا، عروس، نقطه ضعف، اتوبوس، ولايت عشق، پهلوانان نميميرند، جهان پهلوان و افسانه سلطان و شبان و... اشاره كرد. بيات از چندي قبل به دليل عوارض ناشي از بيماري كبدي در بيمارستان بستري بود.
***رسول ملاقليپور، كارگردان صاحب نام سينماي دفاع مقدس و سازنده فيلمهايي چون «مزرعه پدري» و «ميم مثل مادر» ظهر روز سهشنبه پانزدهم اسفندماه بر اثر سكته مغزي درگذشت. وي كه در حال تهيه مقدمات ساخت فيلم مستند «شش گوشه عرش» درباره حرم امام حسين(ع) و بازنويسي فيلمنامه «عصر روز دهم» بود، به ديار باقي شتافت.
ملاقليپور كه براي كار روي فيلمنامه خود به نوشهر رفته بود و در منزل يكي از دوستانش سكونت داشت، صبح سهشنبه سكته كرد و پيش از رسيدن امدادگران اورژانس جان سپرد، وي پيشتر دو سكته قلبي را از سر گذرانده بود. ملاقليپور در سال 1334 در تهران به دنيا آمد. وي در نخستين روزهاي انقلاب عكاسي را به صورت آماتور آغاز كرد و با شروع جنگ به طور حرفهاي اين كار را ادامه داد. او بعداً به ساخت فيلمهاي مستند جنگي پرداخت و فيلم كوتاه «شاه كوچك» را با دوربين 16 ميليمتري ساخت كه موفق به دريافت جايزه بهترين فيلم از جشنواره وحدت شد. ملاقليپور در سال 1361 با فيلم «مرگ ديگري» ساخته محمدرضا هنرمند به عنوان مدير صحنه وارد سينما شد. وي نخستين فيلم بلند خود را در سال 1363 با نام نينوا با دوربين 16 ميليمتري ساخت و به اين ترتيب به سينماي حرفهاي راه يافت. از ديگر فيلمهاي وي ميتوان به «بلمي به سوي ساحل» 1364، «پرواز در شب» 1365، افق 1367، مجنون 1369، خسوف 1371، پناهنده 1372، سفر به چزابه 1374، تا آخرين نفس (نجات يافتگان) 1374، كمكم كن 1376، هيوا 1377 ، نسل سوخته 1387،قارچ سمي1380، مزرعه پدري1381 و ميم مثل مادر1385 اشاره كرد.
ملاقليپور برنده سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني براي فيلم هيوا از هفدهمين جشنواره فيلم فجر در سال 1377، نامزد دريافت سيمرغ بلورين بهترين فيلم (قارچ سمي)، نامزد دريافت تنديس زرين فيلم منتخب انجمن نويسندگان و منتقدان (قارچ سمي)، برنده لوح زرين بهترين فيلم سال (نسل سوخته) و برنده سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني (هيوا) شده بود.
*** پرويز ياحقي اواسط بهمن ماه سال جاري درگذشت و پيكر وي روز 15 بهمن ماه از مقابل تالار وحدت تشييع و به خاك سپرده شد. زنده ياد ياحقي در سوم شهريور ماه سال 1315 در خانوادهاي هنرمند متولد شد. در دامان مادري هنرمند كه آن زمان در نواختن ويلن بين زنان نمونه بود و نوازندگي ويلن را آموزش ميداد. بنابراين پرويز نيز از همان ابتداي شروع كار موسيقي، چنان استعدادي از خود نشان داد كه بيسابقه بود، او پيش درآمدها، رنگها، چهار مضرابها و پنج دوره رديف را از دايياش، استاد حسين ياحقي كه منزلش آن زمان پايگاه استادان موسيقي بود، فراگرفت. زماني كه استاد صبا در اولين برخورد؛ صداي ساز پرويز ياحقي را شنيد از حسين ياحقي خواست تا پرويز مدتي هم نزد او كار كند تا با سبك و سياق وي آشنا شود. صبا پيشبيني كرد كه پرويز ياحقي در نواختن ويولون انقلابي به وجود خواهد آورد. اين پيشبيني نيز درست از آب در آمد. آخرين اثر زنده ياد يا حقي آلبوم "مهر و مهتاب" با تنبك ناصر افتتاح و جهانگير ملك است كه اخيرا منتشر شده است. از وي آلبوم «كيميا» در سال 1383 توسط شركت «آواي باربد» در تهران منتشر شده بود .
***آيتاللهالعظمي ميرزا جواد تبريزي از مراجع تقليد و استادان برجسته حوزه علميه قم، اواخر آبان ماه سال گذشته در سن 80 سالگي دار فاني را وداع گفت. وي در سال 1305 شمسي در شهرستان تبريز چشم به جهان گشود و پس از فراگيري دروس اوليه در سال 1327 وارد حوزه علميه قم شد و در كلاس درس خارج اساتيدى همچون مرحوم آيتاللهالعظمى سيد محمّد حجت و مرحوم آيتاللهالعظمى بروجردى به تحصيل پرداخت. مرجع عاليقدر آيت الله حاج شيخ جواد تبريزي تأليفات بسياري دارند كه برخي از آنها چاپ و برخي هنوز به زيور طبع آراسته نگشته است، از جمله آن تأليفات ميتوان: "ارشاد الطالب"، "اسس القضاء والشهادات"، "طبقات الرجال"، "تكمله منهاج الصالحين"، "رساله توضيح المسائل"، "مسائل منتخبه"، "مناسك حج"، "حاشيه عروةالوثقي"، "حدود"، "في علم الاصول" و... نام برد.
*** استاد علي دواني دانشمند و استاد تاريخ اسلام روز هجدهم دي ماه سال گذشته به دليل عفونت داخلي درگذشت. حجت الاسلام علي دواني از ياران و نزديكان استاد شهيد مطهري بود و از ايشان دهها جلد كتاب فقهي و تاريخي به جا مانده است. دواني محقق و پژوهشگر تاريخ اسلام، در سال 1308 شمسي در دوان از توابع كازرون به دنيا آمد. وي در سال 1322 به نجف اشرف عزيمت كرد و دروس مقدماتي و عالي در حوزه علميه اين شهر را در محضر شيخ عبدالحسين خراساني، مرحوم شيخ احمد اردبيلي، شيخ كاظم تبريزي، عليآقا نجفيكاشاني، شهيد آيتالله مدني و ميرزا علي فلسفي گذراند. دواني تا سال 1348 در قم اقامت داشت. در اين سال به تهران آمد و به كار تاليف و تحقيق پرداخت كه حاصل آن، انتشار كتابهاي متعدد در حوزه علوم اسلامي بوده است. برخي علي دواني را اولين نويسنده تاريخ انقلاب ميدانند و اثر مشهور وي در اين خصوص كتاب نهضت سه ماهه روحانيت است كه به وقايع سال 40 و موضوع انجمنهاي ايالتي و ولايتي ميپردازد. يكي ديگر از اثار دواني كتاب 11 جلدي نهضت روحانيون ايران است كه توسط مركز اسناد انقلاب اسلامي منتشر و به بازار نشر ارائه شده است.
***آيتالله محمدهادي معرفت از استادان برجسته حوزه علميه قم و مفسر قرآن، روز 29 دي ماه بر اثر عارضه قلبي و در سن 76سالگي درگذشت. وي در سال 1309 هجري شمسي در كربلا بهدنيا آمد. خاندان آيتالله معرفت همه اهل علم و تقوا بودند و در اين زمينه سابقهاي 300ساله داشتند و همگي فرزندان مرحوم شيخ عبدالعالي ميسي - صاحب رساله ميسيه - هستند كه از قريه ميس جبل عامل به اصفهان هجرت ميكند و جد بزرگ آيتالله معرفت با خانواده به كربلا ميرود و در آنجا زندگي ميكند. آيتالله محمدهادي معرفت در طول عمر خود خدمات علمي و فرهنگي بسياري را به جامعه شيعي ارزاني داشته است. وي در طول ساليان تحصيل و پس از آن، همواره به تدريس علوم ديني در حوزههاي علميه كربلا، نجف و قم اشتغال داشته است و از اين رهگذر، شاگردان فرهيخته و ممحضي را تربيت كرده و به عالم اسلام ارزاني داشته است.
آيتالله معرفت در طول عمر بابركت خود كتابها و مقالات فراواني را منتشر ساخته، كه برخي از آنها به اين شرحاند: ولايت فقيه، دقت فوقالعاده شيخ در استنباط مسائل، فرضيه بازگشت روح، مصونيت قرآن از تحريف، حديث "لاتعاد"، تناسب آيات، آموزش علوم قرآن، تاريخ قرآن، التفسير و المفسرون، التهميد، في علوم القرآن، شبهات وردود، التفسير الاثري الجامع.
***عمران صلاحي - شاعر طنزپرداز- به علت سكته قلبي در بيمارستان توس تهران دار فاني را در سن60 سالگي وداع گفت. صلاحي متولد اسفندماه سال 1325 كارش را با مجله "توفيق" شروع كرد و آن جا با پرويز شاپور آشنا شد. او سالها در مطبوعات از جمله "گل آقا" طنز مينوشت. صلاحي اخيراً نيز براي شركت در گردهمايي شاعران جهان به چين رفته بود.
تعدادي از آثار منتشرشده او عبارتاند از: طنزآوران امروز ايران، گريه در آب، قطاري در مه، ايستگاه ين راه، پنجرهدن داش گلير و آينا كيمين (به زبان تركي)، حالا حكايت ماست، رؤياهاي مردنيلوفري، شايد باور نكنيد، يك لب و هزار خنده، آي نسيم سحري، ناگاه يك نگاهُ
یادشان گرامی و روانشان شاد
او به تازگی از سفر کربلا بازگشته بود و در سن پنجاه سالگی به سر میبرد
آخرین فیلمی که از این هنرمند دیدم میم مثل مادر با هنرمندی گلشیفته فراهانی بود …
غم از دست رفتن این هنرمند هم اظافه شد …/
به این فکر میکنم که دیگر رسول ملاقلی پور نیست … دیگر فیلمی از او نمیبینیم که عده بسیار زیادی منتقدش هستند و عده بسیار زیادی طرفدارش … دیگر در جشنواره نام او نیست .. دیگر او نیست تا فیلمی بسازد … و فیلمش به زور به جشنواره راه پیدا کند و در اکران بیسابقه بفروشد !!!!
غم از دست رفتن او را به خانواده اش و تمام هنرمند ها و دوستاران سینما تسلیت عرض میکنم امیدوارم زین پس ارزش هنرمندها را قبل از ازدست رفتنشان بیشتر بدانیم … /
|
نقدی بر "میم مثل مادر" آخرین اثر زنده یاد رسول ملاقلی پور: | |
| نوشتن برای پانزدهمین فیلم سینمائی رسول ملاقلیپور از چند جهت کاری خاص است. ویژگی اکثر کارهای این کارگردان نامآشنای سینمای دفاع مقدس خلق نقطه صفر میان واقعیت و خیال است. | |
| وقتی این مرز در دنیای آدمهائی ترسیم میشود که همه به نوعی درگیر دفاع مقدس و حاشیه پررنگ آن تا امروز هستند، دیگر نمیتوان آنها را مانند بسیاری از شخصیتهای پرده سفید به فراموشی سپرد. شخصیتی که درگیر کشمکش درونی با گذشتهای است که روح عمومی جامعه معاصر پذیرایش نیست و اینجاست که این کشمکش درونی به جامعه پیرامون و آدمهایش هم کشانده میشود و یک جنگ تمامعیار میان فرد و جامعه به راه میافتد. در چنین شرایطی ترسیم فضای موجود و موقعیت شخصیت اصلی نیاز به تصویری از تشنج و آشفتگی دارد که در عین باورپذیری، همذاتپنداری مخاطب را هم جلب کند و در یک کلام نمایش واقعی از ذهن نامنسجم قهرمانش باشد.
قهرمانان ملاقلیپور همیشه فریاد میزنند، نه اینکه نویسنده وادارشان کند، بلکه موقعیت آنها را به چنین جائی میرساند. فریادی بر سر دنیا و آدمهایش و همه مناسبات غریبی که تبدیل به موانع موجود بر سر راه قهرمان قصه میشوند. فریادی بر سر ... شاید همین ویژگی باشد که ملاقلیپور را تبدیل به کارگردانی با کاراکتر متناسب با همین فریادهای بلند کرده که اتفاقاً یک روز هم این فریاد را در میان مردم عادی سر داده تا واکنش لحظهای مردم خوابرفته را بسنجد!
در "میم مثل مادر" شخصیتها با الگوی سیاه و سفید طراحی شدهاند که برگرفته از ماهیت تاریخی آنهاست. سهیل مجموعهای از خصوصیات منفی خودخواهی، تعصب، حسادت، خودبینی، جاهطلبی و ... است که طبق توقعات تاریخیاش فرصت اشتباه کردن و بازگشت را دارد. نوع پرداخت روائی و تصویری فیلمساز از اجبار او به سقط جنین سپیده در مطب دکتر و به خصوص سکانس خوراندن قرص به سپیده و مجبور کردن او به راه رفتن، چه توجیهی جز پررنگ کردن وجه غیرانسانی مرد و مظلومنمائی زن دارد؟ (از خبرگذاری مهر) | |



